ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

46

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

كه ياران عمر سعد را از كشتن وى باز داشته بيمارى آن حضرت بوده كه مانع از جنگيدن وى بود . وانگهى او جوانى كم سنّ و سال نيز بود . اما دستهء دوم عقيده داشتند كه حضرت در آن هنگام به سن بلوغ نرسيده بود و معتقد بودند كه گاهى خداوند به وسيله كودكان بر بندگانش احتجاج مىكند [ - اطفال را حجت قرار مىدهد ] و در همين رابطه فرمودهء خداى عزّ و جل [ دربارهء حضرت يحيى ( ع ) ] « وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا » « 1 » را به اين معنا تأويل مىبردند كه : « ما به او در كودكى حكومت داديم . » و حضرت مسيح ( ع ) نيز در حالىكه در گهواره بود فرمود : « من بندهء خدا هستم ، او به من كتاب عنايت كرده و مرا پيامبر قرار داده است . » « 2 » آنان معتقد بودند كه خداوند ، حضرت مسيح ( ع ) را در كودكى به پيامبرى برگزيده و به حضرت يحيى ( ع ) در طفوليت حكومت داده است و سخن در مورد على بن الحسين ( ع ) نيز چنين است ؛ زيرا خداى عزّ و جل زمين را از حجتى كه به وسيلهء آن بر بندگانش احتجاج كند ، خالى نمىگذارد . اينان همان اصحاب ابو خالد كابلى هستند كه از بزرگان اصحاب على بن الحسين ( ع ) بوده است . [ خلاصه اينكه ] شيعيان فاطمى معتقد به توالى امامت ، دربارهء بالغ بودن على بن الحسين ( ع ) بر دو دسته بودند : [ 1 . ] ياران ابو خالد كابلى كه مىپنداشتند حضرت هنگام شهادت [ امام ] حسين ( ع ) بالغ نبوده است . [ 2 . ] گروهى كه او را در آن هنگام بالغ مىدانستند . اختلاف در كيسانيّه 40 . پيروان محمد حنفيه كه همان كيسانيان بودند ، [ دربارهء امام پس از وى ] با هم به اختلاف برخاستند و به سه فرقه منشعب شدند : گروه اول معتقد شدند كه محمد حنفيه زنده است و در كوه « رضوى » -

--> ( 1 ) . مريم ، 12 . ( 2 ) . مريم ، 30 .